فاطمه جان احمدى
58
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
ايجاد شد و در پى آن ، همه عالمان و دانشمندان اهل ذمه به دارالعلم اسلامى بغداد دعوت شدند و با نوعى همزيستى مسالمتآميز توأم با تسامح و تساهل ، به دستاوردهاى عظيم علمى نايل آمدند . « 1 » مبانى شناخت تمدن اسلامى مطالعه تاريخ تمدن اسلام و به دست دادن تعريفى درست و همهجانبه از آن ، مستلزم بررسى دقيق جامعه اسلامى و شناخت عميق دين اسلام است ؛ دينى كه به عنوان روح زنده و پرتحركِ جامعه ، علاوه بر تغذيه بخش معنوى ، به ساير بخشهاى مادى تمدن بشرى عنايت داشته ، همه ابعاد وجودى فرد و جامعه و تمدن را در بر مىگيرد . پسوند پر معناى اسلامى بعد از تمدن ، همه اعتبار دينى و ايدئولوژيك آن را به ذهن متبادر مىكند ؛ زيرا اين اعتبار از موضوعيت دينى و جوهرهء توحيدى آن مايه مىگيرد . دين به عنوان مهمترين عنصر كارآمد ، نقش مهمى در كاركرد جامعه و زندگى اجتماعى بشر ايفا مىكند و آنچه به تمامى مورد توجه محققان علم اجتماع است و در سالهاى اخير توجه بسيارى از انديشمندان را به خود معطوف داشته ، جامعهشناسى دين « 2 » و كاركردهاى جامعه دينى است . « 3 » بر همين اساس در سرلوحه آثار پژوهشى ، مباحث دينى - آنهم به صورت محض يا بينارشتهاى - قرار گرفته است . در اين ميان ، پارهاى از محققان در شمار موافقان اصالت دين هستند و برخى ديگر عرصه دين را از جامعه و تمدن جدا مىدانند ؛ چنان كه برخى با لحاظ نمودن اصل دين ، آن را اساس تمدن اسلامى مىشمارند . در مقابل ، عدهاى ديگر نه به تمدن دينى قائلاند و نه به آن باور دارند . اينان هرگز دين را محور اصلى جامعه متمدن برنمىشمارند و هرگز درك درستى از مفهوم دين ، آنهم دين توحيدى اسلام و ويژگىهاى متمايز آن ندارند . دين اسلام در حالى به عرصه جهان هستى عرضه شد كه جوامع متمدن به دامن انحطاط درغلتيده ، واپسين دورههاى تمدنى خود را پشتسر مىگذاشتند . بيزانس وارث تمدنى پوسيده و
--> ( 1 ) . براى نمونه ببينيد : على بن يوسف قفطى ، تاريخ الحكماء ، ترجمه بهمن دارايى . ( 2 ) . ملكم هميلتون ، جامعهشناسى دين ، ترجمه محسن ثلاثى ، ص 37 - 1 . ( 3 ) . مسعود جلالى مقدم ، درآمدى بر جامعهشناسى دين و آراء جامعهشناسان بزرگ دين ، ص 47 - 35 .